محمد بن علي منجم وابكنوي

25

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

مضبوط گردانند آن كتاب را زيج خوانند . وزيج ، معرب زيگ است . وزيگ به پارسى ، نام آن ريسمان‌هاست I كه نقش‌بندان ، نقش جامه‌ها « 1 » بر آنجا بندند وآن قانوني است جامه باف را در معرفت بافتن I جامه‌هاى منقش ؛ همچنان كه « 2 » زيج ، قانوني است منجم را در شناختن نقوش وأوضاع فلكى . وخطوط جداول I أو در طول وعرض ، شبيه است به آن ريسمان‌هاى زيگ در طول وعرض كه در هم كشيده‌اند ؛ زيرا كه كيفيات I نقوش ثياب ، از آن ريسمان‌هاى زيگ پيدا مىشود ؛ چنان كه كميات حركات كواكب ، از جداول زيج ظاهر مىگردد . I پس به حسب اين مشابهت ، اين كتاب را به پارسى زيگ گفتند ومعرب گردانيدند تا نام أو زيج شد . I باز از زيج ، مواضع ستارگان را در روزهاى يك يك سال بيرون مىآرند در طول وعرض ، واتصالات I ايشان را با يكديگر وطالع‌هاى فصول واجتماعات واستقبالات وقرانات وكسوفات وخسوفات ورؤيت I أهله ومانند آن ؛ ودر دفترى مىنويسند وآن را تقويم مىخوانند . وصاحب رصد در اين صنعت ، به مثابت نقش I بند است ؛ وحلال زيج ، به مثابت جامه‌باف ؛ وتقويم نويس ، به مثابت خياط . پس تا رصد نباشد زيج نتوان I ساخت وتاريخ نباشد ، استخراج تقويم نتوان كرد كه حكم ناآمده از آنجا معلوم شود . وفايدهء تقويم آن است I كه اختيارات جزوى روزهاى سال ، وأحوال گردش روزگار ، وصلح ملوك با يكديگر وحرب وايمنى وپريشانى I وتندرستى ورنجورى مردمان ووبا وارزانى وگرانى نرخ‌ها وبارندگى وخشكى سال از آنجا معلوم گردد . I وفايدهء زيج آنكه هر فرزندى كه در وجود آيد طالع مولود وتحويل وى ، از آنجا استخراج كنند تا أحوال أو از درازى I عمر وكوتاهى ونيك‌بختى وبدبختى وتندرستى وبيمارى وتوانگرى ودرويشى ورنج وراحت از آنجا دانسته I شود . وفايدهء رصد آنكه اگر در مواضع كواكب به مرور أيام ، خللى ظاهر شود وآن را صاحب رصد راست كند I تا در اين احكام كه گفته شد خطا كمتر واقع شود ؛ چه اگر يك درجه در تقويم كوكبى خطا باشد يك سأله در احكام I تسييرات ، تفاوت افتد ؛ واگر يك دقيقه خطا باشد شش روز در اين احكام ، تفاوت كند . اين است I معنى رصد وزيج وتقويم وفايدهء آن . باب دوم : در بيان تقسيم وألقاب دواير

--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] جامها ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] همجنانك